پی نوشت

پی نوشت:

می گویم:
باباجون چته؟ یه قلپ آب دادیم بهت. زهرمار که ندادیم این جوری شاکی شدی.
نشسته یک گوشه گریه می کند.
می گوید، با هق هق گریه، از رفیق هایش که از تشنگی شهید شدند.
از اینکه عهد کرده بود تا آخر عمر آب خنک نخورد...
دیدگاه ها (۱)

#قاسم_سلیمانی

#آش_رشته#آش_پشت_پا#اربعین

#حاج_سعید_قاسمی

برای محمودرضا...محمود بچه خیلی ماهی بود.یه روز چتربازی از هل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط