بیا با هم قراری بگذاریم

بیا با هم قراری بگذاریم...
و یک شهر را "دنبال" هم بگردیم
آن لحظه که پیدا می کنیم هم را
استثنایی ترین "آغوش" مال من
"پیروزی" این بازی مال تو

بیا با هم قراری بگذاریم...
من "چای" دم می کنم
و انتظار را میفرستم به دنبالت
تو دیر کن خیلی دیر
وقتی آمدی
لذت "تماشای" چای خوردنت مال من
"غرور" این که کسی اینهمه دوستت دارد مال تو

بیا با هم قراری بگذاریم...
تو هر وقت خواستی بروی "برو"
درد این "خواستن و رها کردن" مال من
لذت این "آزادی مطلق" مال تو

《سخت است "بیقراری" کردن در "انتظار" قرار》
دیدگاه ها (۱)

🌺 شعری با تمام حروف الفبا ( الف ) اسم تو روی لبانم حک شده( ...

تا بیایی دل من آب شده، دیر نکن !بی خودی این ور و آن ور نرو و...

گاهی بغض هایم را لابلای تن تو پنهان میکنمشهوت بهانه است...!ل...

کسی را میشناسم ؛که به تق تقِ پاشنه های کفش یک زن قسم میخورد ...

سه پارتی تهیونگ ( در آغوش تو ) پارت یک

قلب تپنده پارت ۱۱از زبان ات-رفتم تو اتاقش و دیدم رو مبل نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط