سالها بود چشمم به این بخاری نفتیا نیوفتاده بود امروز اومد

سالها بود چشمم به این بخاری نفتیا نیوفتاده بود امروز اومدم توی خونه باغ قدیمی که با این صحنه مواجه شدم و یه نوستالژی قدیمی برام تکرار شد
دیدگاه ها (۰)

به عده فکر میکنن که خدا فقط خدای اوناس و خدا فقط اونارو راهن...

گفت خیلی میترسم ؛گفتم چرا ؟گفت چون از ته دل خوشحالم . . .این...

فرصت ها تو دو دستی بچسب شاید دیگه واست پیش نیاد...

همین اومدم براتون پست بزارم با این صحنه زیبا مواجه شدم 💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط