رفتیم پارک
رفتیم پارک
بازی کردم
ویو خونه
نامجون
جونکوک و تهیونگ رفتن پارک با وونیونگ بقیه خونه بودیم که یهو یه نوری اومد یه فرشته احضار شد
فرشته : از طرف خداوند پیامی اوردم متاسفانه آنتور که معلوم شد خواهر شما ها فرشته مرگ هست و باید کشته بشه یا شما ها کشته شوید چون تعداد شما فرشته ها بیشتره باید شما ها زنده بمانید و آن کشته شود
جیمین : یعنی چی اون هنوز بچس ما نمیتونیم ( عربده و گریه )
جین : بس کنید ما اونو نمیکشیم ( گریه )
شوگا : حالم بهم میخوره از تون به یه بچه رحم نمیکنید( گریه و داد )
فرشته : به هر حال مجبورید واگر نه مجبوریم به یه فرشته مرگ میگیم توی پارک بکشتش اونم به صورت زجر آور میکشیمش
نامجون : باید فکر کنیم ( گریه )
فرشته رفت
بازی کردم
ویو خونه
نامجون
جونکوک و تهیونگ رفتن پارک با وونیونگ بقیه خونه بودیم که یهو یه نوری اومد یه فرشته احضار شد
فرشته : از طرف خداوند پیامی اوردم متاسفانه آنتور که معلوم شد خواهر شما ها فرشته مرگ هست و باید کشته بشه یا شما ها کشته شوید چون تعداد شما فرشته ها بیشتره باید شما ها زنده بمانید و آن کشته شود
جیمین : یعنی چی اون هنوز بچس ما نمیتونیم ( عربده و گریه )
جین : بس کنید ما اونو نمیکشیم ( گریه )
شوگا : حالم بهم میخوره از تون به یه بچه رحم نمیکنید( گریه و داد )
فرشته : به هر حال مجبورید واگر نه مجبوریم به یه فرشته مرگ میگیم توی پارک بکشتش اونم به صورت زجر آور میکشیمش
نامجون : باید فکر کنیم ( گریه )
فرشته رفت
- ۳.۳k
- ۰۲ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط