غمگینم

غمگینم ؛

شبیه کشیده آبدار مرگ در صورت زندگی...

شبیه آب شدن یک شمع ،

در شام غریبانگی...

غمگینم ؛

شبیه کمر بغضی که در گلو می شکند...

شبیه فکر عزای جوانی ،

که در ذوقِ زندگی می خورد...

غمگینم ؛

آنقدر که گریه هم ،

از پس آرام کردن بغض سرکِشَم برنمی آید...

شبیه این کلمات ،

که به هیچ کجای تسکین دلم کارگز نمی افتد...

#حمیدرضا_هندی
دیدگاه ها (۱۱)

سلام دوستای گلم...روزتون بخیر...از دیروز تا الان زیاد پست گذ...

اعصابم که بهـــم می ریزد سیگار کشیدن ممنوع است , اکیـد !تمام...

در شمارش بیهوده*ی گوسفندان ،در قُرق شبانه*ی تن و بستر ؛چاره ...

از شعبده باز هم کاری ساخته نیست ؛گیرم طناب بکشد از دل من تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط