چای تو سرد شد
چای تو سرد شد
دل من هم
شعرهایم ته کشید
دارم
تکه پارههای قلبم را جمع میکنم
در چمدان میگذارم
محکمترین قفل جهان را دیروز خریدهام
چمدان را قفل میزنم
و در عمیقترین دره ذهنم پرتاب میکنم
و بار دیگر
زندگی را از نو شروع میکنم
بدون تو
راستی تو دیگر تمام شدهای
و در شعرهایم جایی نداری
زندگی را از نو شروع خواهم کرد
آرام
با شکوه
پر قدرت...
دل من هم
شعرهایم ته کشید
دارم
تکه پارههای قلبم را جمع میکنم
در چمدان میگذارم
محکمترین قفل جهان را دیروز خریدهام
چمدان را قفل میزنم
و در عمیقترین دره ذهنم پرتاب میکنم
و بار دیگر
زندگی را از نو شروع میکنم
بدون تو
راستی تو دیگر تمام شدهای
و در شعرهایم جایی نداری
زندگی را از نو شروع خواهم کرد
آرام
با شکوه
پر قدرت...
- ۴۶۹
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط