بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد

بغلت گریه ی خاموش چه حالی دارد
غزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد!

غمزه ی چشم دل آشوب تو کم چیزی نیست
ناز ابروی تو هم روش، چه حالی دارد

دل دیوانه ی زنجیری من می گوید:
حبس در حلقه ی گیسوش چه حالی دارد!

عسلستان غریبی ست گل روش ولی
عسل از شانه ی کندوش چه حالی دارد

تار لطفی، غزل سایه شب از نیمه گذشت
سر من بر سر زانوش چه حالی دارد!
دیدگاه ها (۵)

‌ عاشقی یک نوع قمار زندگیست"گر ببازی عاقبت افسرده گیست"من نش...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت با لب لعلش خرابم کرد و رفتبا...

نیامدی کنار من ، رسید سـال دیگریبرای این بهار خود ، کنم خیال...

دوستت دارم گلم این حس زیبا مال تو آرزو دارم تمام بهترین ها م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط