برف می بارید و جایت خالی

برف می بارید و جایت خالی
شب بغض کرده بود
و ستاره ها خوابیده بودند.

همان نیمکت و همان قرار همیشگی
ولی این بــار
رد پای یکی روی برفـ ها خالی بود.
دیدگاه ها (۱)

دنیا نمی گذرد،،، این ماییم که رهگذریم،،، پس در هر طلوع و غرو...

بخونید خیلی زیباست خدایا سرده این پایین از...

جغرافیای دلمهوای بی تو بودن نمی فهمد...وقتی نیستی:زمین گیجهو...

این آهنگ و ی بار یکی واسم فرستاد که الان دیگه نیستش و این آه...

چشم انتظارِ توامجایت اینجا خالی‌ستچون صدفی که نیست در آن دُر...

پارت نوزدهمزمستان سردی بود. شب. برف پشت پنجره‌ی اتاق‌شان آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط