به نام پدر...

به نام پدر...
امروز برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندیدم ، نگاه مهربونتو ندیدم ،، واسه تویی که اینقدر هوامو داشتی تا بفهمم تنها مردی که باید بهش تکیه کنم تویی...تنها پادشاه قلبم تویی...و فقط تویی که هروقت دست رو سرم میکشی از رو صداقت و عشقه.
بابا این روزا از چین کنار چشمات میترسم از بزرگ شدن خودم و پیر شدن تو میترسم
از اینکه موهات سفید شه میترسم...
آره میترسم چون میخوام تاابد مرد مردا باشی ، شاه مردا باشی و کسی باشی که با نگاهت دلم آروم بشه..
بابا پیر نشو، خسته نشو
غمگین و دلخسته نشو
شاد بمون ، قشنگ من
فدات بشم ، خسته نشو. فدای بابام ک به خاطرش از دنیام میگذرم .
دیدگاه ها (۲)

چند جمله از ته دلم...................... اونی که از...

امشب میزنم به سلامتیه اونی که از زندگیم رفتاما از این دل لعن...

هی دختربیامیخوام رازي روبهت بگم...پسرهاعروسک ندارند!دردودل ك...

به دادم برس ای مهربان ترین مهربانان بار الها ای یگانه ناجی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط