گنجشک به خداگفت:

گنجشک به خداگفت:
لانه کوچکی داشتم/آرامگاه خستگیم/سرپناه بی کسیم/طوفان توآنرا از من گرفت/کجای دنیای تو را گرفته بودم؟
خداگفت:ماری در راه لانه ات بود/تو خواب بودی/بادرا گفتم لانه ات را واژگون کند/آنگاه تو از کمین مار پر گشودی!چه بسیار بلاها کزتو به واسطه محبتم دور کردم و توندانسته به دشمنیم برخاستی!
دیدگاه ها (۱)

گنجشک بخدا گفت :لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم وسرپناه بیکس...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط