مال من باش
مال من باش
Part:19
ـ فاک بهش...
سوهو بلند شد ، پرونده رو برداشت و رفت توی اتاقش...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
فردا صبح اول وقت رفت توی اتاق لارا...
لارا:بشینید ارباب...
سوهو :دیشب..
لارا: اتفاقی افتاده؟
سوهو: این پرونده رو ببین...
لارا: این...امکان نداره...یعنی یکیشون زندست...
سوهو:دنبال انتقامه یا که چی لارا؟
لارا:نمیدونم...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شب بعد ، جانگ ته مین دوباره تعقیب میشه... این بار بعد از اینکه مرد نقاب دار و جانگ رفتن ، سوهو و لارا رفتن برای بررسی محله...
یه سطل زباله کف همون محل ، درش باز... روی یه کاغذ بزرگ با خط قرمز نوشته شده بود
"زمان بازگشت از رگ گردن نزدیک تر است."
ـ سوهو...
ـ لارا... رسما فهمیده تعقیبش میکنیم...
لارا پاکت رو برداشت ، نه اسم ، نه امضا ، هیچی هیچی...
هیچی که نه! پشت کاغذ مُهری بود که سال های سال بود استفاده نشده بود..."مُهر خاندان مین"
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شب موقعی که لارا از حمام بیرون اومد به جعبه روی میزش بود... یه گل خشک شده ، یه فشنگ خونی ، عکس بچگی لارا کنار مادرش و پدرش! و یه نامه..
"فضولی بیش از حد عمر آدم رو کوتاه میکنه خانم جئون"
ـ بدبخت شدم...گور خودمو کندم ، خدا لعنتم کنه...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
صبح روز بعد لارا جعبه رو به سوهو رسوند...
ـ مطمئنی که به کسی نگفتی؟
ـ بله ارباب
ـ حتی به پدر و مادرت؟
ـ اونا اصلا نمیدونن...
ـ پس رسما به بدبختی نزدیکیم ، جئون
ـ چرا؟
ـ چون حتی به اتاقای عمارت هم دسترسی داره...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا شوکه شد
هر کی هست خیلی قدرتمنده
چون عمارت کیم در از محافظ و دوربینه...
ورود بهش کار هر کسی نیست...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سوهو دستور میده تمام دوربین های شب قبل بررسی شه...
با افراد امنیتی توی اتاق مانیتور ها...
دوربین خاموش میشه...۱۲ ثانیه ، فقط ۱۲ ثانیه... هر کسی که هست هم سریعه هم باهوش...
یکی از افراد امنیتی میگه:
ـ ارباب جوان ، حتما سیستم ها هک شده...
ـ دیوونه ای پسر؟ یکی از داخل عمارت خاموشش کرده...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اون طرف....
همون مرد نقاب دار...با پوزخند به حرف های اونا گوش میده...
ـ هنوز خیلی مونده منو بشناسید...حرومزاده ها...
ادامه دارد...
Part:19
ـ فاک بهش...
سوهو بلند شد ، پرونده رو برداشت و رفت توی اتاقش...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
فردا صبح اول وقت رفت توی اتاق لارا...
لارا:بشینید ارباب...
سوهو :دیشب..
لارا: اتفاقی افتاده؟
سوهو: این پرونده رو ببین...
لارا: این...امکان نداره...یعنی یکیشون زندست...
سوهو:دنبال انتقامه یا که چی لارا؟
لارا:نمیدونم...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شب بعد ، جانگ ته مین دوباره تعقیب میشه... این بار بعد از اینکه مرد نقاب دار و جانگ رفتن ، سوهو و لارا رفتن برای بررسی محله...
یه سطل زباله کف همون محل ، درش باز... روی یه کاغذ بزرگ با خط قرمز نوشته شده بود
"زمان بازگشت از رگ گردن نزدیک تر است."
ـ سوهو...
ـ لارا... رسما فهمیده تعقیبش میکنیم...
لارا پاکت رو برداشت ، نه اسم ، نه امضا ، هیچی هیچی...
هیچی که نه! پشت کاغذ مُهری بود که سال های سال بود استفاده نشده بود..."مُهر خاندان مین"
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شب موقعی که لارا از حمام بیرون اومد به جعبه روی میزش بود... یه گل خشک شده ، یه فشنگ خونی ، عکس بچگی لارا کنار مادرش و پدرش! و یه نامه..
"فضولی بیش از حد عمر آدم رو کوتاه میکنه خانم جئون"
ـ بدبخت شدم...گور خودمو کندم ، خدا لعنتم کنه...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
صبح روز بعد لارا جعبه رو به سوهو رسوند...
ـ مطمئنی که به کسی نگفتی؟
ـ بله ارباب
ـ حتی به پدر و مادرت؟
ـ اونا اصلا نمیدونن...
ـ پس رسما به بدبختی نزدیکیم ، جئون
ـ چرا؟
ـ چون حتی به اتاقای عمارت هم دسترسی داره...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا شوکه شد
هر کی هست خیلی قدرتمنده
چون عمارت کیم در از محافظ و دوربینه...
ورود بهش کار هر کسی نیست...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
سوهو دستور میده تمام دوربین های شب قبل بررسی شه...
با افراد امنیتی توی اتاق مانیتور ها...
دوربین خاموش میشه...۱۲ ثانیه ، فقط ۱۲ ثانیه... هر کسی که هست هم سریعه هم باهوش...
یکی از افراد امنیتی میگه:
ـ ارباب جوان ، حتما سیستم ها هک شده...
ـ دیوونه ای پسر؟ یکی از داخل عمارت خاموشش کرده...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اون طرف....
همون مرد نقاب دار...با پوزخند به حرف های اونا گوش میده...
ـ هنوز خیلی مونده منو بشناسید...حرومزاده ها...
ادامه دارد...
- ۴۷۲
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط