مدهوش توام ای نفست باد بهاری

مدهوش توام ای نفست باد بهاری

حیران توام ای نگهت آینه کاری


من شهره به مستی شده ام از غم عشقت


مستم نه به اندازه ی چشمی که تو داری
دیدگاه ها (۴)

ای شمع شب افروزم پروانه نمی خواهیدل گشته خراب تو ویرانه نمی ...

به دیدارم بیا هر شب دلم اینجا بسی تنگ است برای با تو بودن ه...

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...فاش گویم همه داروندارم ک...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط