آدم یک لحظه ناچار میشود واگذارد و برود احساس میکردم هس

آدم یک لحظه ناچار می‌شود واگذارد و برود. احساس می‌کردم هستی‌ام را گم کرده‌ام، هویتم را از یاد برده‌ام و دیگر چیزی ندارم که برایش بجنگم.
«عباس معروفی»

#کتاب#هنر#تیکه_نوشته#آهنگ#آرامش#رمان#معرفی_کتاب#کتابخانه‌#ادبیات#کلمات
دیدگاه ها (۱)

آن کسی که وجدان دارد اگر به اشتباه خود پی برد، رنج می‌کشد ! ...

ولی اونجایی که داستایفسکی گفت: او داشت گور تو را می‌کند تو ن...

آن‌چه من در آینه دیدم، دیگر یک دلقک نبود؛ مُرده‌ای بود که نق...

_من اینا رو دوست دارم _ولی من... #کتاب#هنر#تیکه_نوشته#آهنگ#آ...

میخوام معرفی کتاب بذارم، حوصله ندارم💔👀 #کتاب#هنر#تیکه_نوشته#...

حس می کنم زیاد دارم پست میذارم... #کتاب#هنر#تیکه_نوشته#آهنگ#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط