سناریو باکودکو

سناریو باکودکو
(اینجا ایزوکو دختره و با همون کوسه ها و زمانیه که ایزوکو از یو ای فرار می کنه)
ویو ایزوکو
همینطوری داشتم واسه خودم راه می رفتم من تنها کسی هستم که می تونه همه برای یکی رو شکست بده و نمیخوام به کسی آسیب برسونم برای همین یو ای رو ترک کردم برای همه نامه خدافظی نوشتم ولی تو نامه کاچان درباره احساساتم گفتم و هین طوری فکر میکردم که یهو یه کلی آدم ریختن سرم
(اتفاقات تو انیمه افتاد ولی به جای آیدا که دست ایزوکو رو گرفت باکوگو بود)
باکوگو:دکو بیا بگرد همه به کمک نیاز دارن ولی من بیشتر از همه بهت نیاز دارم چون دوستت دارم
یهو ایزوکو گریه کرد
ایزوکو:ولی کاچان من باعث...........
که باکوگو حرفش رو قطع کرد
باکوگو:بیخیال این ها من دوستت دارم و باهات تا آخر دنیا میام
و ایزوکو قبول کرد و باهش به یو ای رفت
پرش زمانی بعد مرگ شیگاراکی
ایزوکو:باز که دارین دعوا میکنین نکنه میخواین باباتون رو صدا کنم
ایزو و باکو:نههههه
ایزوکو:همیشه جواب میده مثل چی از باباشون.......‌
که یهو باکوگو وارد میشود و ایزوکو بدبخت رو میترسونه
باکوگو:برای چی میخواستی صدام کنی
ایزوکو:ها تو کی آمدی کاچان
پایان
دیدگاه ها (۳)

تک پارتی یونو(شما اینجا خواهر دوقلوی آستا هستین و جادوتون آس...

چند پارتی فرشته نجات پارت آخرویو کازو الان از احساساتم به یو...

چند پارتی کازوتورا فرشته نجات ویو یورکازوتورا منو و باجی رو ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۴۳*ایزوکو رفت بغل با...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۳*ایزوکو دستش اروم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط