شروع فیک یا رمان

شروع فیک یا رمان ✨🤸🏻‍♀️
ویو ات *
خیلی خسته و کوفته از مدرسه بر گشتم خونه مثل همیشه مامانم با بابام داشتن دعوا می کردن وایسا ببینم این دعوا مثل دعوای دیگه نیست.... ً
(علامت مامان ات~)
علامت بابای ات&)
~:بسه دیگه خسته شدم بسه من میخوام طلاق بگیرم ازت مردتیکه!!!! تو به من با اون زنیکه خیانت کردی ( عربده)
&: نه .. نه ببین من برات توضیح میدم تروخدا
( مامان ات زنگ زد به برادرش)
~: الو..! الو! جک لطفا بیا دنبالم این مردتیکه بهم خیانت کرده!
(علامت داداش مامان ات#)
# :چ.چ.چی الان میام!!! (داد)
خشکم زده بود
با گریه ی شدید دوییدم داخل اتاقم
سریع لباسامو عوض کردمو خواستم وسایلمو جمع کنم که برم از این خونه ولی میگذره
گشادیم اومدو گرفتم خوابیدم
فردا صبح *
از خواب بلند شدمو کارای لازم رو انجام دادم که برم مدرسه باید پیاده برم مدرسه ( پوف)
ویو ی ات داخل مدرسه
کلی سرو صدا میومد
وا کلی دختر د اخه چرا اونجا باید کلی دختر باشه ها؟
هاااا.؟؟؟؟؟؟؟ چییییی؟
( یه پسر دافولی بود )
همون کوک خودمون بود*
منو دید و اومد نزدیکم
ادامه دارد....
خوب بود خوشگلا؟
شرط بازت بعد ۱۰ لایک
دیدگاه ها (۰)

تولد موچیهههههههه مبارک مرتیکه ی کیونات🎉🎉🎉🎉

فالو کن..... مگر نه🔪؟ فالو نشینی شب میام بالا سرت با ایشون🔪...

دوستم دوبله کرده..... دین دیرین دین دین دین ننننننننننگ🗣️👺🤣...

کاکو فقط ۵ تا لایکککک اون انگشت زیبا و خوشکلتون رو بر دارید...

رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )) علامت خانم جعون م ک*م.ک...

شب تولدمپارت 8ات: برام مهمه که گریه نکنی (عربده) جونگ کوک: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط