پارت ۴

پارت ۴

چند مین بعد

اعضا :خب دیگه بریم

یونگی:پس ا/ت کجا بره

تهیونگ :من میبرمش خونه خودم

اعضا:باشه خدافظ

اعضا رفتن و تهیونگم تورو بغل کرد و گذاشت توی ماشینش

چند مین بعد توی ماشین تهیونگ ا/ت بیدار شد

ا/ت:اوپا

تهیونگ:اوه بیدار شدی .......بهتری

ا/ت:آره خوبم.....فقط بدنم درد میکنه

تهیونگ:راستش تو برای اولین کنسرتت عالی بودی ..........ولی نباید انقد به خودت فشار بیاری .......تو ۱ هفته نخوابیدی

ا/ت:عادیه نمی خوابم ........بخاطر افسردگی‌مه

تهیونگ:چییییییی......ا.....افسردگییییی

ا/ت:آره.........قرص های زیادی هم مصرف میکنم ولی هیچ کارایی نداره


تهیونگ:چرا زودتر نگفتی......خودت میدونی چقد برامون مهمی(بابغض)

ا/ت:باخودم گفتم من این همه وقت مخفی ش کردم الانم بزارم مخفی بمونه(با اشک)


تهیونگ دستشو روی شونت گذاشت

تهیونگ:میدونم داری زندگی سختی رو میگذرونی.........من و اعضا درکت میکنیم و دوستت داریم....‌

ا/ت:منم دوستون دارم

رسیدید خونه ی تهیونگ

تهیونگ:امشب قراره خونه ی من بمونی .........نظرت چیه تا صب بیدار بمونی

ا/ت:من که پایتم
دیدگاه ها (۰)

سلام عشقا اومدم یچیزی بهتون بگمراستش من وقتی اولین فیکم رو ن...

دخترا من پارت هارو کم کم میزارم تا آپلود بشه چون وقتی زیاد م...

پارت ۳اتاق اعضایونگی:پسرا ا/ت رو ندیدین جیهوپ:نه ندیدیمشتهیو...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط