خاک عالم بر سرت ای دل که عاقل نیستی !
خاک عالم بر سرت ای دل که عاقل نیستی !
من گمان کردم تو دانایی وُ جاهل نیستی !
فکر کردی او وفادارست، از بس کودکی !
زهرِ تنهایی بِچش بیچاره، قابل نیستی !
هرکه آمد زود کس شد زود ناکس شد پرید
نوش جانت بیکسی ! هر چند مایل نیستی !
هرکسی را بعد از این دیدی سلامت میکند
زود ، از او بازجویی کن : "تو قاتل نیستی ؟!"
عشق را بازیچه کردن رسم بی انصافهاست
دل که سرقت شد تو دیگر صاحبِ دل نیستی !
محمد صادق زمانی
من گمان کردم تو دانایی وُ جاهل نیستی !
فکر کردی او وفادارست، از بس کودکی !
زهرِ تنهایی بِچش بیچاره، قابل نیستی !
هرکه آمد زود کس شد زود ناکس شد پرید
نوش جانت بیکسی ! هر چند مایل نیستی !
هرکسی را بعد از این دیدی سلامت میکند
زود ، از او بازجویی کن : "تو قاتل نیستی ؟!"
عشق را بازیچه کردن رسم بی انصافهاست
دل که سرقت شد تو دیگر صاحبِ دل نیستی !
محمد صادق زمانی
- ۲.۸k
- ۱۵ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط