سیگآر نصفه کشیدهات رو میندازی تو فنجون قهوهی نی

سیگآرِ نِصفه کِشیده‌اَت رو میندازی تو فِنجونِ قَهوه‌یِ نیمه خورده‌اَت ،
نِگاهِت می‌کنَم و میگَم :
[ "هَمه‌یِ کارهآت نِصفه است ، حَتی عآشِق شُدَنِت" ]
دودِ سیگآر رو بیرون میدی و میگی :
[" به غیرِ رَفتَنَم ،
مَن کامِلاً رَفتَم ،
وَلی توعه دیوآنه هَنوز مَنو می‌بینی‌ و باهآم حَرف می‌زَنی :) "♥🌱'']









《بِهِت گُفته بودَم شَبایی که خوابِتو میبینَم روزآش قَشنگتَره؟!!💛🌱"》


#آناهیتا
#حَرفام‌به‌وَقتِ‌آشُفتگی
#خیآلَم
دیدگاه ها (۶)

میپُرسَم :[ نَدیدی از کُدوم وَر رَفت؟ ]میگه: ["ها؟! ]میگَم:...

اَشرَفِ مَخلوقات؟!مَثلاً مَن اَلان دوست دارَم چهارخونه هایِ ...

#مولانا حَسودانه می‌پُرسَد:«جانِ جَهان! دوش کُجا بوده‌ای؟»بَ...

گِریه هَم بَر غَمِ این فاصله مَرهَم نَشَوَد ...،مثلِ یک قَهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط