مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

نگاهش برمن نشست و من آری ،

نگاهش برمن نشست و من آری ،
در روشناییِ آن چشم‌ها ،
همه‌ی شب‌هایِ بی‌چراغم را جا گذاشتم.
دیدگاه ها (۰)

اگر در میانِ دستهایمان دیوار کشیدند ، به میدان‌هایِ خیال بی...

صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار ، قدر نوشیدن یک چای بمان...

« او زیباست ، می‌توانم نگاهش کنم و دوباره خدا پرست شوم »

آدمیزاد است دیگر گاهی همه ی نور ِ زندگی اش دو نقطه ی روشن ِ ...

همه ی رنگ های چشم ها زیباست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط