کلید گمشده
꧁کلید گمشده꧂
Part:10
﴿ویو ا.ت﴾
آدمای خیلی زیادی اومده بودن
یهو دستی روی شونم نشست برگشتم طرفش که دیدم فیلیکسه
فیلیکس:اووو چه خانوم جذابی شماره میدیی(چشمک و خنده)
ا.ت:چی میگی بابا(خنده و میزنه به شونه فیلیکس)
ا.ت:وی اومده؟
فیلیکس:نمیدونم ولی تا چند دقیقه دیگه مسابقه شروع میشه
بیا بریم اون جلو ها وایسیم تا خوب ببینیم(دست ا.ت رو میگیره و میره جلو تر)
ا.ت:امیدوارم تو این مسابقه ماسک نزنه
فیلیکس:امکان نداره ماسک نزنه خودت که میدونی
ا.ت:هومم(تهیونگ تو همه مسابقه ها ماسک میزنه برای پوشوندن چهرش)
......
بعد چند مین بلخره شرکت کننده ها با ماشیناشون اومدن تو مسیر مسابقهه
ا.ت:هیییی فیلیکس اون ویه نهههههه(ذوق و بلند)
فیلیکس:اره اره خودشههه
ا.ت:وایییی خداا چقدرر جذابههه
هیکلشش😭
مسابقه شروع شد
مسیرش واقعا سخت بود
اما وی نفر اول بودد
ا.ت:اره ادامه بده تو برنده میشی وییییییی(داد)
.......
ا.ت:یسس وی نفر اول شد(جیغ و از خوشحالی میپره بغل فیلیکس)
ا.ت:فیلیکس من میرم پایین میخوام از وی امضا بگیرم(دوید به پایین)
فیلیکس:نهه ا.ت صبر کن اونجا الان خیلی شلوغهه(داد)
سریع دویدم پایین و پا تند کردم سمت وی اما کلی بادیگارد دورش بودو داور داشت جایزه ها رو میداد
دیگه نتونستم صبر کنم و داد بلندی کشیدم و گفتم
ا.ت:وی(داد بلند)
.....
Part:10
﴿ویو ا.ت﴾
آدمای خیلی زیادی اومده بودن
یهو دستی روی شونم نشست برگشتم طرفش که دیدم فیلیکسه
فیلیکس:اووو چه خانوم جذابی شماره میدیی(چشمک و خنده)
ا.ت:چی میگی بابا(خنده و میزنه به شونه فیلیکس)
ا.ت:وی اومده؟
فیلیکس:نمیدونم ولی تا چند دقیقه دیگه مسابقه شروع میشه
بیا بریم اون جلو ها وایسیم تا خوب ببینیم(دست ا.ت رو میگیره و میره جلو تر)
ا.ت:امیدوارم تو این مسابقه ماسک نزنه
فیلیکس:امکان نداره ماسک نزنه خودت که میدونی
ا.ت:هومم(تهیونگ تو همه مسابقه ها ماسک میزنه برای پوشوندن چهرش)
......
بعد چند مین بلخره شرکت کننده ها با ماشیناشون اومدن تو مسیر مسابقهه
ا.ت:هیییی فیلیکس اون ویه نهههههه(ذوق و بلند)
فیلیکس:اره اره خودشههه
ا.ت:وایییی خداا چقدرر جذابههه
هیکلشش😭
مسابقه شروع شد
مسیرش واقعا سخت بود
اما وی نفر اول بودد
ا.ت:اره ادامه بده تو برنده میشی وییییییی(داد)
.......
ا.ت:یسس وی نفر اول شد(جیغ و از خوشحالی میپره بغل فیلیکس)
ا.ت:فیلیکس من میرم پایین میخوام از وی امضا بگیرم(دوید به پایین)
فیلیکس:نهه ا.ت صبر کن اونجا الان خیلی شلوغهه(داد)
سریع دویدم پایین و پا تند کردم سمت وی اما کلی بادیگارد دورش بودو داور داشت جایزه ها رو میداد
دیگه نتونستم صبر کنم و داد بلندی کشیدم و گفتم
ا.ت:وی(داد بلند)
.....
- ۱۹۵
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط