" اِی لَبَت اَنگورِ یاقوتی و چَشمانَت عَسَل

" اِی لَبَت اَنگورِ یاقوتی و چَشمانَت عَسَل
جِنسِ گیسویَت قَصیده رَنگِ اَبرویَت غَزَل "

با نِگاهِ بیقَرارَت قَلبِ مَن تَب میکُنَد
صاحِبِ قَلبِ تو بودَن می شَوَد خَیرُ العَمَل
#آنشرلی
دیدگاه ها (۳)

موهایت ، همه تار به تار تکرارِ روزهایی ست که ... دزدانه...

عید قربان آمد و من هم شدم قربانیت گرچه من دعوت ندارم آمدم م...

متنفـرم! از شبـایـی کـه ، حـال خـوشـم یهـو عـوض میشـه!! ...

دلم استجابت دعایی را دل دل می کند که گاه محال و گاه، رویا...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

پارت چهاردهم-آتاناسیا د آلفیادو-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط