من شکایت دارم ازروزی ک به دنیا آمدم بی خبربی میل خودتنها

من شکایت دارم ازروزی ک به دنیا آمدم بی خبربی میل خودتنها ب اینجا آمدم بی خبرزندانی دنیاشدم آخر وچرا؟من مگرگفتم میخواهم این ویرانه را
دیدگاه ها (۵)

خسته شدم...!از زندگی ك بوی زندگی نمیدهاز غم بی پایانی ک تا ا...

دیگه منو نمیبینین دوستون دارم فقط همین و بازم ممنون از این ک...

حداقل شصت روز اقازادها و سرداران میتونستن نفت. رو سه چهارم ق...

رمان دخت من

رمان آرام باش

تو ونک تهران یک مغازه زدن اسمش گذاشتن دستپخت بی بیفقط هم کتل...

Love you پارت هشتم√سلام قریان بفرماینن داخل&سوارشو -باش &برو...

بچه های این کانال نتنها از اتفاقاتی ک برای دنبا میوفته سوپرا...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط