رمان:#کوچولو

رمان:#کوچولو
#پارت_۱۲

از دهنم پرید
-قرار دارم دیگه بعدش به تو ربط نداره پیدا نمیکنه اصلا تو کی هستیی؟ چرا هر دفعه میبینمت چرا نگران منی؟ چرا اونارو زدی؟ اینجا چکار میکردی؟اصلاا..
امدم حرف بزنم که حرفمو قطع کرد
سیسسس چرا گازشو گرفتی میری داشتم میرفتم خونه دیدمت.
-پیادم کن!
اصلا براش مهم نبود چی گفتم
این طرفا کار میکنی؟
جوابی ندادم
پیدا کردن محل کار تو برای من کاری نداره میخوام خودت جواب بدی!
-خودت پیدا کن
نفس عصبی کشید
گوشیشو برداشت یه تماس گرفت پشت خط‌ که برداشت گفت
×جانم اقا کاوه مشکلی پیش امده؟
یه اسم بت میگم کل جزئیات شو برام درار سحا جاوید.
نذاشت پشت خط چیزی بگه قطع کرد اسم منو از کجا اورد ترس تو دلم ریشه کرد وای من چقد بدبختم گیر کی افتادم این کیه اصلا اسمش کاوس؟ چیزی نگذشت صدای ویبره گوشیش بلند شد جواب داد وصل کرد به بلند گو ماشین صدا...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۵۸ 𓆪 🖤جیمین هنوز مشغول تماس بود که اسم ات روی گوشی‌اش...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

طبقه ۱۲پارت ۳داهی سریعا خودشو به طبقه درست و اتاق نایا میرسو...

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

خب کنیچیوا چطورین خوبین امممم از اف بیرون اومدم

#ارباب‌سنگدل #پارت_11ا.ت با صدایی لرزون و ترسیده. گفت : میگ...

فیک تهکوک وارث زار

فیک: بابای سخت گیر من — part 16[سوآ آخرین قاشق تیرامیسو رو خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط