پارت ۴

پارت ۴
ساعت ۱۲ و ۳۱ دقیقه ظهر_جیمین:
با سردرد چشمام رو باز کردم و دیدم نه تو خونه ی خودمم نه تو خونه ی جونگکوک.بلند شدم و نگاهی به دور و برم کردم و با دیدن اینکه یه جای ناشناسم ترسیدم.همینطور داشتم اطرافم و بدن خودم رو چک میکردم که اتفاقی نیوفتاده باشه که یکدفعه صدای بمی گفت:
یونگب:نترس کاریت نکردم
با شنیدن صدای اون شخص ناشناس ترسیدم و جیغی‌ کشیدم
یونگی:چته چرا جیغ میزنی؟
جیمین:تو دیگه کی ای؟من اینجا چیکار میکنم؟
یونگی:من مین یونگی ام رئیس همون کلابی که دیشب توش مست کردی.و اینکه برای این اینجایی که کسی نبود ببرتت خونه و هرچیم ازت پرسیدم خونت کجاست هیچی نگفتی
جیمین که یکم اروم تر شده بود بدون هیچ حرفی بلند شد.سر و ریخت خودش رو مرتب کرد داشت از در اتاق میرفت بیرون که دید قفله.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ساعت ۱۳ و ۳۶ دقیقه_جیمین:چند بار دستگیره ی در رو کشیدم...

پارت ۶یک هفته بعد_ساعت ۳ و ۲۲ دقیقه ظهر_جیمین:داشتم ناهار ام...

پارت ۳ ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه شب_نویسنده "کارن":حدود ۵ ساعت از ا...

پارت ۲ساعت ۹ و ۳۲ دقیقه شب_نویسنده "کارن":حدود ۳ ساعتی بود ک...

پارت ۲ساعت ۱۲ ظهر_یونگی:بعد از دیدن جای تیغ رو دست،زخم های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط