چه گرمی ، چه خوبی ، شرابی ؟ چه هستی ؟

چه گرمی ، چه خوبی ، شرابی ؟ چه هستی ؟
بهاری ؟ گلی ؟ ماهتابی ؟ چه هستی ؟
چه هستی که آتش به جانم کشیدی ؟
سرود خوشی ؟ شعر نابی ؟ چه هستی ؟
چه شیرین نشستی به تخت وجودم
خدا را، غمی ؟ التهابی ، چه هستی ؟
فروغی که از چشم من می گریزی ؟
و یا ای همه خوب ، خوابی ؟ چه هستی ؟
شدم شاد تا خنده کردی به رویم
تو بخت منی ؟ ماهتابی ؟ چه هستی ؟
لب تشنه ام از تو کامی نگیرد
فریبی ؟ دروغی ؟ سرابی ؟ چه هستی ؟
دیدگاه ها (۴۸)

تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منیغنای ساده و معصوم شعر ناب من...

گفتی که می بوسم تورا، گفتم تمنا می کنمگفتی اگربیند کسی ،گفتم...

‌تو بگو وصف لب یار ، گناهش با منتو بخوان نغمه ی دلدار ، گناه...

‏آدم بدون عشق نمیتواند زندگانی کند!این را من میدانم.این را ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط