spyfamily

spy×family
فصل •۳• پارت•۲۰•
روز زایمانه انیاست(دوستان گل نمیتونستم ۹ ماه رو براتون نشون بدم واقعا سناریو نداشتم ببخشید 😭😇)
انیا تو اتاق زایمان‌های وی آی پی خودشه و حسابی ازش حساب میبرن (ماشالا) خانواده فورجر و دزموند هم منتظرن دامیان هم از استرس داره هی از یه مسیر میره و میاد و دستش رو سرشه : ای خدا یه بچه به دنیا آوردن مگه چند ساعت طول میکشه
یور : آروم باش عزیزم.
دکتر میاد بیرون: تبریک میگم پسرتون سالمه هم مادر و هم پسر.
دامیان که از خوشحالی نمیدونه چکار کنه ۱ میلیون از جیبش درمیاره میگه برای تو و همکارات(مانی تاکس*) و میرن تو پیش انیا
انیا رو تخت زایمانه و لبخند خفیفی رو لب هاشه
دامیان میاد و سرش رو بوس میکنه و اینا
بچه رو که میارن دامیان میگه: خیلی شبیه منه ها...‌ موهاش و لب هاش (همزمان داره موهاش رو دست میزنه و انگشت کوچیکش رو میده به دست بچه) داناوان میاد: لاقل خوبه موهاش عین مادرش نشد یه اُبُهتی داره
انیا میگه: یعنی چی....؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دامیان: پدر این چه حرفیه.
انیا : دامیان یچی بگو.....
داناون: حرفمو زدم . ملیندا بیا بریم
ملیندا از ناچاری سری تکون میده و با همه خدافظی میکنه
الان فقط دامیان تو اتاقه
دامیان: اسمشو چی میزاری؟...
انیا: ایتسوکی... آره. ایتسوکی (:
دامیان: ایتسوکی پسر خوبشختیه‌‌.....
خلاصه ...
آسامی الان ۵ سالش شده ...انیا و دامیان با ایستوکی میرن خونه
آسامی: داداشی داداشی.....
دامیان ایتسوکی رو میده بغل آسامی و میگه: این داداش کوچیکته قول بده همیشه مواظبش باشی چون تو بهترین خواهر دنیایی دخترم‌
آسامی: داداشی . باشه....
انیا و دامیان میخندن
آسامی یه تیکه از موهای ایتسوکی رو تو مشتش میگیره (اروم) میگه: مثه بابایهعع ومیخنده
همه می‌خندن....
"اینم از این پارت لیلیلیلی"
دیدگاه ها (۱)

spy×family فصل°3°پارت°21°1 سال گذشته.....آسامی ۶ ساله شدهو ا...

شرایط گذاشتم پارت بعد:5 لایک 10 کامنت 🥹💋

خوشگلا چند نفری پرسیدین رمانت از خودته؟بگم که اصلا چیشد تصمی...

۳ ماه گذشته و میرن برا تعین جنسیت انیا: هوف... واقعا استرس د...

spy×family فصل •3• پارت•1۶•دامیان میاد خونهآسامی: بابایییییی...

spy×family فصل •2• پارت•۳• انیا پشت اون دو تا نگهبانهنگهبان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط