دیشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،

دیشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،
با بابام کار داشت!بابام رفت جلوی در،منم صدای آهنگو زیاد کرده بودم!
یهو بابام داد زد:
اون لامصبو خفه ش کن ببینم این چه گهی میخوره آخه!
دیدگاه ها (۱۵)

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

یکی از چیزهای وحشتناکی که استی ژاپنی گفته این بوده که:وقتی م...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_66#اهورایک ماهی گذشته بود که...

پارت ۱۸ (هنوز توی فلش بگ‌ دیشب‌ تهکوکه‌)«اخخخ...تهیونگ...چشم...

.MY GOOD MISTAKE. P2

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط