در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ

در رخ من مکن ای غنچه ز لبخند دریغ

که من از اشک ترا شاهد گلشن کردم

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

دلا تا کِی همی جویی جوانی؟ که مرگ آمد،نماند زندگانی برفت آن ...

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ مامطرب بگو که کارِ جهان شُد ب...

گفتم که عمر #ماه_صفر رو به آخر استدیدم شروع محشر کبرای دیگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط