آفرین
*** آفرین ***
خاطری ناشاد را , گر شاد کردی آفرین.
کلبه ای ویرانه گر آباد کردی , آفرین .
چون رسیدی برسریرِقدرت و فرماندهی
گر حذر ازظلم و استبداد کردی , آفرین
چون به بامِ قلّه هایِ عشق و آمال و امید.
گلشنِ مهر و وفا ایجاد کردی , آفرین .
فاسق و گمگشته راهی را , به گلزارِ ادب.
رهنمون گشتی و هم ارشادکردی آفرین
مستمندی را , اگر پیدا و پنهان بی ریا .
در گرفتاری و غم , امداد کردی آفرین.
گریتیمی را درآن بحبوحهٌ رنج وعذاب.
با نوازشهایِ خود , دلشاد کردی آفرین.
مرغِ دام افتاده ای را , ازستمگاهِ قفس .
با پر و بالِ وفا , آزاد کردی آفرین .
در رهِ خضرِ نبی , هم مهدیِ موعودِ خود.
دل خوش ازگلواژهٌ میعاد کردی آفرین.
چون سمندِآرزوهایت , نشدهمگام و رام.
گر اِبا از نق نق و ایراد کردی , آفرین .
کاخِ ای اندرزهایِ دلنشین را , ازعظیم.
چون به تارو پودِ خود بنیادکردی آفرین
======================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان=
بندر ماهشهرو سربندر( بندرامام)
خاطری ناشاد را , گر شاد کردی آفرین.
کلبه ای ویرانه گر آباد کردی , آفرین .
چون رسیدی برسریرِقدرت و فرماندهی
گر حذر ازظلم و استبداد کردی , آفرین
چون به بامِ قلّه هایِ عشق و آمال و امید.
گلشنِ مهر و وفا ایجاد کردی , آفرین .
فاسق و گمگشته راهی را , به گلزارِ ادب.
رهنمون گشتی و هم ارشادکردی آفرین
مستمندی را , اگر پیدا و پنهان بی ریا .
در گرفتاری و غم , امداد کردی آفرین.
گریتیمی را درآن بحبوحهٌ رنج وعذاب.
با نوازشهایِ خود , دلشاد کردی آفرین.
مرغِ دام افتاده ای را , ازستمگاهِ قفس .
با پر و بالِ وفا , آزاد کردی آفرین .
در رهِ خضرِ نبی , هم مهدیِ موعودِ خود.
دل خوش ازگلواژهٌ میعاد کردی آفرین.
چون سمندِآرزوهایت , نشدهمگام و رام.
گر اِبا از نق نق و ایراد کردی , آفرین .
کاخِ ای اندرزهایِ دلنشین را , ازعظیم.
چون به تارو پودِ خود بنیادکردی آفرین
======================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان=
بندر ماهشهرو سربندر( بندرامام)
- ۸.۶k
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط