ظهور ازدواج )
ظهور ازدواج )
( فصل سوم ) پارت ۶۶۳
صورتم رو با لذت و شوق توي گردنش فرو کردم. کم کم سرفه هاش اروم گرفت و هر دو تو آغوش هم به
خواب رفتیم.
انگار لذت بیدار شدن تو اغوش جیمین رو از یاد برده بودم این چشمای بسته اش تو خواب این نفس هاي اروم و منظمش این دستایی که هنوز تو اغوشش نگهم داشته این عطر تن مردونه اي كه تو بینیم پیچیده
نفس خيلي عميق و پر لذتی کشیدم.
لرزون سرمو جلو کشیدم و لبهامو نرم روي گونه اش
گذاشتم..
اخ..بهم مزه داد...
لبخند به لب باز گونه شو بوسیدم..
اي جانم..
به شکم چرخیدم و انگشت اشاره مو اروم روي جز جز صورتش کشیدم تا دلتنگی هامو رفع کنم تا دوباره مثل
قبل حسش کنم.
اروم و پر عشق بوسه خيلي کوتاه و نرمي روي لبهاي بسته اش زدم.
بینیش..چونه اش...
اروم و پر از عشق کوتاه و نرم میبوسیدمش..
چقدر کنارش اروم بودم
چقدر احساس امنیت داشتم..
انگار همه ارزوهام و همه چیزهایی که میخواستم رو الان کنارم دارم.
بوسه ارومي زير گردنش زدم که دستش روي گردنم قرار
گرفت و سرمو گرفت
با ذوق لبخند زدم.
عمیق و شاد گفت: صبح بخیر خانومم...
سر بلند کردم و شاد و پر انرژي گفتم:صبح شما بخیر.. چشماي قشنگ و خواب الودش به روم باز بود و لبخند
میزد.
امروز روز بدي بود. براي هر دومون..نیومده بوش رو احساس میکردم..
بوي وكيل جیمین که قرار بود بیاد و با مدارکی که جیمین پیدا کرده پدر جیمین رو متهم کنه...
حتي فكرش لرزه به تنم مینداخت.
به خاطر جیمین میلرزیدم به خاطر قلب مهربون و شکسته و ريه هاي حساسش..
دل گرفته سر روي گردنش گذاشتم...
کاري که میکنم درسته؟
فك نكنم هیچ وقت نگاه جیمز رو به وکیلش فراموش
کنم.
وقتي در مقابل نگاه شوکه و بهت زده وکیلش جدي و خيلي محکم چشماشو به نشونه تایید بست و سر تکون
داد و گفت: هرکاري خانوم ميخواد بکن..
و لبخند خيلي اروم و لرزوني بهم زد و بلند شد. لبخند پردردي زدم و گفتم میخوام جز این پرونده به کار
دیگه هم برام بکنین..
جیمین برگشت و نگام کرد.
لبخند جدي زدم و رو به وکیله :گفتم میخوام تمام اموالي که از جیمین به اسمم شده دوباره بهش برگرده..
جیمین اخم کرد و تند گفت الا. منم اخم کردم و گفتم بله؟ خودت الان گفتي هرکاری خانوم
گفته بکنه..
جیمین کلافه گفت: الا لوس نشو.
با لبجبازی :گفتم من اون اموال رو نمیخوام.
با حرص
گفت: باشه... مال من... فقط به اسم تو باشه.
با دهن کجی گفتم عه.. حالا که اینجوره اصلا همش مال
منه.. فقط به اسم تو باشه.
دهن باز کرد که تند گفتم : آی من و تو نداره..بسه..میخوام به اسم تو بشن..تموم...
( فصل سوم ) پارت ۶۶۳
صورتم رو با لذت و شوق توي گردنش فرو کردم. کم کم سرفه هاش اروم گرفت و هر دو تو آغوش هم به
خواب رفتیم.
انگار لذت بیدار شدن تو اغوش جیمین رو از یاد برده بودم این چشمای بسته اش تو خواب این نفس هاي اروم و منظمش این دستایی که هنوز تو اغوشش نگهم داشته این عطر تن مردونه اي كه تو بینیم پیچیده
نفس خيلي عميق و پر لذتی کشیدم.
لرزون سرمو جلو کشیدم و لبهامو نرم روي گونه اش
گذاشتم..
اخ..بهم مزه داد...
لبخند به لب باز گونه شو بوسیدم..
اي جانم..
به شکم چرخیدم و انگشت اشاره مو اروم روي جز جز صورتش کشیدم تا دلتنگی هامو رفع کنم تا دوباره مثل
قبل حسش کنم.
اروم و پر عشق بوسه خيلي کوتاه و نرمي روي لبهاي بسته اش زدم.
بینیش..چونه اش...
اروم و پر از عشق کوتاه و نرم میبوسیدمش..
چقدر کنارش اروم بودم
چقدر احساس امنیت داشتم..
انگار همه ارزوهام و همه چیزهایی که میخواستم رو الان کنارم دارم.
بوسه ارومي زير گردنش زدم که دستش روي گردنم قرار
گرفت و سرمو گرفت
با ذوق لبخند زدم.
عمیق و شاد گفت: صبح بخیر خانومم...
سر بلند کردم و شاد و پر انرژي گفتم:صبح شما بخیر.. چشماي قشنگ و خواب الودش به روم باز بود و لبخند
میزد.
امروز روز بدي بود. براي هر دومون..نیومده بوش رو احساس میکردم..
بوي وكيل جیمین که قرار بود بیاد و با مدارکی که جیمین پیدا کرده پدر جیمین رو متهم کنه...
حتي فكرش لرزه به تنم مینداخت.
به خاطر جیمین میلرزیدم به خاطر قلب مهربون و شکسته و ريه هاي حساسش..
دل گرفته سر روي گردنش گذاشتم...
کاري که میکنم درسته؟
فك نكنم هیچ وقت نگاه جیمز رو به وکیلش فراموش
کنم.
وقتي در مقابل نگاه شوکه و بهت زده وکیلش جدي و خيلي محکم چشماشو به نشونه تایید بست و سر تکون
داد و گفت: هرکاري خانوم ميخواد بکن..
و لبخند خيلي اروم و لرزوني بهم زد و بلند شد. لبخند پردردي زدم و گفتم میخوام جز این پرونده به کار
دیگه هم برام بکنین..
جیمین برگشت و نگام کرد.
لبخند جدي زدم و رو به وکیله :گفتم میخوام تمام اموالي که از جیمین به اسمم شده دوباره بهش برگرده..
جیمین اخم کرد و تند گفت الا. منم اخم کردم و گفتم بله؟ خودت الان گفتي هرکاری خانوم
گفته بکنه..
جیمین کلافه گفت: الا لوس نشو.
با لبجبازی :گفتم من اون اموال رو نمیخوام.
با حرص
گفت: باشه... مال من... فقط به اسم تو باشه.
با دهن کجی گفتم عه.. حالا که اینجوره اصلا همش مال
منه.. فقط به اسم تو باشه.
دهن باز کرد که تند گفتم : آی من و تو نداره..بسه..میخوام به اسم تو بشن..تموم...
- ۴.۳k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط