گنه کردم گناهی پر ز لذت

گنه کردم گناهی پر ز لذت
<کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
<در آن خلوتگه ِ تاریک و خاموش

<
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
<نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
<ز خواهش های چشم پر نیازش

<
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
<پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
<ز اندوه دل دیوانه رستم

<
فروخواندم به گوشش قصهٔ عشق :
<تو را می خواهم ای جانانهٔ من
تو را می خواهم ای آغوش جانبخش
<تو را ، ای عاشق دیوانهٔ من

<
هوس در دیدگانش شعله افروخت
<شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
<به روی سینه اش مستانه لرزید

<
گنه کردم گناهی پر ز لذت
<درآغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
<که داغ و کینه جوی و آهنین بود
دیدگاه ها (۱)

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

### پیش‌نویس شروع داستان##شب، مثل یک پتک سیاه روی سر سینا می...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط