#تناسخ_یک_مافیا

#تناسخ_یک_مافیا
part:10

* پرش زمانی به فردا صبح عمارت جئون *
ویو ر.ا: آروم چشامو باز کردم و همین که چشامو باز کردم اون رو دیدم که دستمو گرفته بود و کنار تخت خوابش برده بود ( منظورش کوکه)
ر.ا: ( داره به کوک نگاه میکنه) تو که اینقد وقتی بیداری بد اخلاقی میکنی ولی وقتی خوابی مثل یه خرگوش کوچلو میشی ( لبخند )
کوک: من خرگوش کوچلو نیستم هااا
ر‌ا: واییی ، عاممم چیزهه ..( دستشو کشید عقب)
کوک: چیزه؟؟
ر.ا: خب ببین چیزه دیگه
کوک: خب دارم میگم چیزه؟
ر.ا: اوففف اصلا ولش
کوک: باشه بیا بریم
ر.ا: کجا بریم؟؟
کوک: بریم اون یکی اتاقم نظرت چیه ؟ 😈
ر.ا: عوضی چی داری میگیییی
کوک: ساکت شو ، بیا بریم صبحونه بخوریم
ر.ا: اممم باشه
کوک: هی هی وایستا
ر.ا: چی شده؟؟
کوک: از شونه ام بگیر ممکنه بیوفتی
ر.ا: باشه ( لبخند)
* رفتن پایین*
خدمتکار: قربان بیدار شدین بفرمایین لطفا صبحونه تون رو میل کنید
کوک: باشه ر.ا بشین
ر.ا: باشه
کوک: همه چی هست دیگه؟
خدمتکار: بله قربان همه چی هست
کوک: اوکی حالا میتونی بری
خدمتکار: اما ممکنه چیزی بخوایین
کوک: نمیخام برو وا ( داد)
خدمتکار: چشم( رفت)
* یهو شوگا میاد*
شوگا: کوووک
کوک: اع شوگا چی شده ؟ چرا اینجایی؟
شوگا: کوک ات !( داره نفس نفس میزنه)
کوک: ات چی شده؟
ویو ر.ا: کوک؟؟ کوک مگه همون جونگکوک رئیس ات نیس ( تو فکر فرو رفته)
شوگا: ات بهم گفت دوستش گم شده
کوک: دوستش؟؟
شوگا: آره دیگه
کوک: خب چرا گم شده؟
شوگا: نمیدونم ولی ات خیلی نگران بود
کوک: بهش کمک کن و برین دنبال دوستش بگردین
شوگا: باشه ( داره به ر.ا نگاه میکنه) این کیه؟
کوک: آها این ر.ا ست
شوگا: ر.ا؟؟ ر.ا تویی
ر.ا: آها بببله منم چیزی شده؟
شوگا: کوک ر.ا پیش ت چیکار میکنه
ر‌ا: کوکک؟؟ کوک فامیلیت چیه ؟
کوک: جئون جونگکوک
ر.ا: پس تو رئیس اتی
کوک: تو اتو میشناسی؟
ر.ا: ات رفیق منه
کوک: چیییی ؟ ( تعجب)

ادامه دارد .....
دیدگاه ها (۸)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط