my beautiful roommate

my beautiful roommate ⭐
#my_beautiful_roommate
𝑷𝑨𝑹𝑻 18
_نمیخوام موضوع گذشته رو بکشم وسط ولی بهت یه عذرخواهی بزرگ بدهکارم.
=نه همچین چیزی نگو من بودم که مزاحم زندگیت شدم.
_نه معلومه که نه نباید همچین حرفی بزنی
=این حقیقته
_یه درخواستی ازت دارم شایدم دوتا...
=بگو حتما
_میشه ازم متنفر نباشی؟
=معلومه که نیستم (لبخند)از اولم نبودم
_ قول میدی؟
=قول میدم و درخواست دوم؟
_میشه خب...بغلت کنم؟
=معلومه
ویو ته:
پریدم تو بغل ات محکم بغلش کردم و عطر تنشو عمیق نفس کشیدم.

_دلم برات تنگ شده بود....

و دوباره نوازش موهام... حسی که دو ماه بود حس نکرده بودم اما انگار دو سال شده بود.

_ات فردا به عنوان پارتنر رقصم میای باهام جشن؟

قبول کن قبول کن لطفا لطفا لطفا

=متاسفم ته از قبل به جونگ وو گفته بودم میرم.

قلبم از حرکت ایستاد حس غم و اندوهی که فکر نمیکردم تاحالا وجود داشته باشه سراغم اومد و من رو در بر گرفت زانوهام سست شد و خودمو تو اغوش ات رها کردم .

_ا... اشکالی نداره، مشکلی نیست

عقب کشیدمو به لباش نگاه کردم چقدر بد که اونا قراره به زودی توسط دشمن من بوسیده بشن و من تو اتیش رنجو عذابی که خودم به پا کردم میسوزم. حتی این دردناک تره که من یه بار بوسیدمش ولی هیچی یادم نمیاد. به چشمای ات نگاه کردم.

_ات....منو ببخش ولی...

بوسه ای روی لب های پف کردش گذاشتم و مک کوتاهی زدم. خشکش زد اما منو کنار نزد اما همراهیم نکرد.من که فهمیدم اجازه اینکارو داده محکم بوسیدمش و وقتی کنار کشیدم بهش نگاه کردم.
موهامو از روی پیشونیم کنار زد و من طبق عادتم سرمو تو سینش فشردم.

_من معذرت میخوام....

و با کمال تعجب ات ایندفعه سرمو بالا اورد و خودش منو بوسید... و من با تمام وجود اون رو گرفتم.
اون هر چی بهم بده با کمال میل میگیرم حتی زهری که از طرف ات باشه شیرین ترین زهر جهانه، دستمو دور کمرش پیچیدم و به خودم فشردمش تا فاصله ای باقی نمونه.
به ارومی کمی عقب کشیدم تا صورتشو ببینم، و برای بار هزارم عاشقش شدم.
زیر چشمامو با ملایمت لمس کرد.
=چرا اینقدر زیر چشمات گود و تیرست؟
_از شبایی که یه خواب اروم بدون تو نداشتم چه انتظاری داری
ات چشمامو بوسید.
=برو دیگه دیروقته
_واقعا قصد برگشتن نداری؟
=نه ته... این به صلاح هردومونه
_تو فقط داری بهم اسیب میزنی! هیچی نمیفهمی!
عصبی شدمو و دوست داشتم یکیو بزنم اما به دیوار پشتش مشت زدم دستم درد میکرد اما از درد قلبم بیشتر نبود. خواستم مشت دوممو رو دیوار خالی کنم که ات جلوی دستمو گرفت طوری محکم بغلم کرد که نتونستم تکون بخورم تکون میخوردم که ولم کنه ولی بعدش مقاومتم فرو ریخت.
=دستت درد میگیره نکن، تا اتاقت میبرمت.
منو تا اتاقم همراهی کردم، دژاوو برام اتفاق افتاد یاد اون لحظه ای که سجی بهم مشت زده بود افتادم.
دستشو گرفتم.
_نمیشه امشب پیشم بمونی؟
=دانشگاهیما خونه نیست که ته.
_ درسته...پس یه بوس کوچیک دیگه بهم بده.

و اون منو بوسید و اجازه داد عمیقترش کنم طوری که نفس کم اوردیم،میل رها کردن نداشتم ولی مجبورم.
جدا شدیم و بعد یه لبخند گرم و شیرین که مختص خودم بود رفت، تو راهرو ناپدید شد...
سجی خواب بود منم رفتم رو تخت ات و لبامو لمس میکردم و لبخند میزدم و بعد دو ماه به خواب ارومی رفتم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این پارت میتونه تا ابد مورد علاقم بمونه که 🙃
شرایط 🦭
لایک: ۱۵
کامنت: ۱٠
بازنشر:۵
.
.
.

#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۲۰)

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻 19فردا:وی...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻20دو روز بع...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻 17فردا: وی...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻16 ویو ات: ...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻 8چند روز ب...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻 24ویو ات: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط