دستاشو مشت کرده بود...

دستاشو مشت کرده بود...
پرسیدم توی مشتت چیه؟!
گفت :خودت نگاه کن
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم... توی دستاش چیزی نبود!!! گفتم :چیزی نیست که...!
دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت :نبود... ولی "حالا هست"!
دیدگاه ها (۱)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part با لبخند به سمت ع...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط