پایگاه عشق:)

پایگاه عشق:)
[ پارت ² ]
جیهوپ: پس ووکال تمرین میکنی؟
بله
کوک: دنسر هم هستی؟
بله
جین: با ما راحت باش ..
هوم باشه..
جیمین: خببب بریم خوابگاه ؟ خسته شدممم دیشب نخوابیدم
( دوستان نظرم عوض شد ات رو هم با ات مینویسم🗿)
نامی: اوکی بریم ..
تا خوابگاه ۱۰ دقیقه با ماشین راه بود .‌..
★...
رفتم توی اتاقی که برای منه ..
خددمو روی تخت انداختم و از خوشحالی پر زدم .. بالاخره تونستم به ارزوم برسمم .. باورم نمیشهه وااای ..
هنوزم در حال خوشحالی بودم کع یهو صدای تق تق در اومد !!
ات: بلهه؟ کیهه؟
کوک: منممم ..
در رو باز کردم ..
ات: بله؟
کوک: امم چی میخواستم بگم؟ آهاا بیا ناهار خوب غذا بخور که باید برمی تمریناا دختر
ات: باشه ..
وقتی همه دور سفره‌ جمع شدیم ..
شرو عکردیم به غذا خوردن .. من که مثل سگ گرسنه‌م بود خیلی خوردم و فکر کنم نباید اینقدر زیاد میخوردم ‌..
بعد از ناهار هم باید میرفتیم تمرین ....
من حدود ۶ سال توی یکی از گروه ها کارآموزی کردم ولی کمپانی قبولم نکرد .. الانم حرفه‌ای که توش مهارت دارم دنسه ولی ووکال هم کار میکنم .. من و جیمین هم بعضی موقع ها با هم میریم ووکال همراه با جونگکوک .. ( خرشانس به روایت تصویر )





دوست داشتین زیبایانم؟
دیدگاه ها (۱)

یه سوالللل..چرا اینقدر حمایتتون کمه؟ یعنی نهایت لایکو کامنتی...

ادیتم چطور شده؟پارت بعدش رو هم میسازم‌:)★....

سناریو:)🤍وقتی تو و کوک همدیگه رو دوست دارین ولی به اعضا نگفت...

بچه هااا ..تازه دیدم یه فیک دیگه هم دارممم ..جرئت و حقیقتتت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط