نکند فاش شود راز میان منو تو

نکند فاش شود راز میان منو تو
فاصله حکم دهد باز میان من و تو

نکند کوچه بفهمد که دل تنگ همیم
راه باطل بکشد باز میان من و تو

نکند وعده دیدار به تاخیر افتد
لج کند ساعت دیوار میان من و تو

نکند خانه ی آباد........ شود ویرانه
جغد شومی دهد اواز میان من و تو

نکند پاک شود خاطرم از خاطر تو
مهر باطل بخورد عشق میان من وتو

نکند هردو فراموش کنیم وقت قرار
جاده هم چشم براه مانده میان من وتو

نازنین درد فراقت چه بگویم کم نیست
حسرتم مات نشسته ست میان من و تو

نکند سنگ صبور دل ز صبوری بکند
بپرد کفتر مهر باز ز بام من و تو
دیدگاه ها (۳)

زندگی صحنه دل بود که من کات شدم”بسکه در محضر چشم تو مجازات ش...

شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدمتا که یک شب دیدمت ، دل با...

هوای کوی تو ، دیوانه ام کرددلم از من گرفت ، دلداده ام کردسر ...

در بند دلی سوخته و تیره و تارمغمگین تر از آهنگ غم آلود سه تا...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط