شیشه ای میشکند یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟ آن یکی میگ

شیشه ای میشکند یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟ آن یکی میگوید شاید این رفع بلاست! دل من سخت شکست، هیچ کس هیچ نگفت، غصه ام را نشنید. از خودم میپرسم ارزش قلب من از شیشه یک پنجره هم کمتر بود؟!
دیدگاه ها (۲)

ﺩﻟﺘﻨﮕﻢﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ،ﺍﺣﻮﺍﻝ‌ ﭘﺮﺳﯽ‌ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ !ﭼﺸﻤﺎﻥِ ﻣ...

دیوار چین را به فاصله بینمان اضافه کناهمیتی ندارد وقتی دلم ک...

پاییز از حوالی حوصله ات که بگذردمن زرد می شومو تا کفش های رف...

زندگی را نفسی ارزش غم خورن نیستو دلم بس تنگ استبی خیالی سپر ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

*.the Law of Violence.*

افتخارات رضاشاه! همه‌چیزهایی که به اسم «افتخارات #رضاشاه » م...

( last minute )

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

فراتر از خویش

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

هوانگگگگگگگ داریییییی چیکار می کنییییی با ماااااا.اسلاید ۱دک...

🖤 سکوت. 𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀ژانر: مافیایی | رازآلود | غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط