ای که بر هیزم احساس من آتَش زده ای

ای که بر هیزم احساس من آتَش زده ای
بر تن خاکی ی من شور سیاوَش زده ای

من که بی دانه و بی دام اسیرت گشتم
از چه بر بال و پرم یکسره ترکَش زده
دیدگاه ها (۱)

بهتر است ؛هرگز تمامی روحت را برای یک مرد که چیزی از عشق نمید...

خدایااگر فراموش کردمکه خدای بزرگی دارمتوفراموش نکن که بندهکو...

من شاعرم!خوش میزنم ازعشق واز مستی رقم اما به چشمانت قسم........

آدما همیشه وقتی میان سراغتون۰۰۰که می بینن خوب داری۰۰۰ با نبو...

«ای فرشته‌ی نادان، تو چنان در بندِ نگاهِ دروغینِ من اسیر شدی...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #زیبا #خاص #حرف_دل #دکلمه #استوری #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط