تو قاتلیقاتل حکمش اعدامهمن خیلی بهت رحم کردم

Part ۶


_تو قاتلی...قاتل حکمش اعدامه...من خیلی بهت رحم کردم...
+اگر به خاطر ظهر هنوز عصبانی ای ببخشید...من اشتباه کردم...
در رو باز کرد و خوراکی هارو کنار نااون روی تخت گذاشت و از اتاق بیرون رفت....
+چرا درو نبستی؟پشیمون شدی از کارت؟نکنه دلت سوخته؟
_دهنتو ببندو کار خودتو بکن...یه ربع وقت داری هر کاری خواستی انجام بدی...بعدش دوباره برمی‌گردی به اتاق...
+هه!...منو بگو فک کردم دلت سوخته ولم کردی به حال خودم....

*ساعت 9صبح*

+یااااا!!!!کجا رفتی؟؟؟درو باز کن حالم خوب نیست!!!....باز کن این لعنتی رو!...جونگکوک کجایی با توامااا!!!!
_چی میگی
+واقعا خوابیدی؟؟!!درو باز کن حالم خوب نیست باید دارو بخورم.....راست میگم!!!
_چقدر طول کشید این نقشه هارو بچینی و فرار کنی؟کور خوندی این در تا وقتی من از سرکار برنگردم باز نمیشه کیم نااون....
+خواهش میکنم..دیگه نمیتونم...تروخدا.....
_کم نقش بازی کن....بیخودم خودتو خسته نکن درو باز نمیکنم....
+این یه بارو به حرفم گوش کن....درو بازکن!!...(داد)
کتشو برداشت و از خونه زد بیرون...نااون که متوجه بسته شدن در شد گوشه ی اتاق زانوهاشو توی بغلش گرفت و بی صدا اشک می‌ریخت....


=آقای جئون یه آقایی اومدن ببیننتون میگن که برادر زنتونن....بگم بیان داخل؟
_یون سو؟؟؟!!ب...بگو بیاد....
√به به آقای جئون....
_تو اینجا چیکار میکنی؟مگه الان نباید آمریکا باشی؟
√از طرف خانوادم خبرهای ضد حالی دریافت کردم....اومدم ببینم حقیقت داره یانه...الآنم اومدم خواهرمو ببینم...
_هی بس کن...نااون برادری نداره...
√نااون قبل از اینکه زن تو بشه شونزده سال با من بزرگ شده.....می‌خوام ببینمش...دلم براش تنگ شده...
_فعلا زندانیه....
√دوباره گیر دادی به این بچه؟چه گناهی کرده که گیر تو افتاده...
_گناه بزرگتر از کشتن بچه ی خودش؟؟
√دهنتو ببند!.....نزار چیزایی که نبایدو بگم.....تو با بی رحمی تمام یه دختر شونزده ساله رو اسیر خودتو خانوادت کردی...انتظار داری مادر شدن رو بپذیره؟معلومه که دلش میخواد از شرش خلاص بشه...‌..میرم ماشینو روشن کنم...از اونجایی که بار سومه خونتونو عوض میکنید ادرسشو بلد نیستم....
دیدگاه ها (۰)

Part ۷از اونجایی که بار سومه خونتونو عوض میکنید ادرسشو بلد ن...

Part ۸نااون دوباره با هم خونه ایش تنها موند و فکر های مختلف ...

Part ۵بعد از این اتفاق جونگکوک بی رحم تر از قاتل بچش نااون ر...

Part ۴_هی بیخیال می‌دونم پشت دری....حرف بزن+اگر نگرانمی چرا ...

اقای جئون p:1ویو لیا: ساعت ۹ بود مامانم با صدای بلند صدام زد...

برادر ناتنی بد 🎀p²⁰_زود بگو قضیه خودت و جیمین رو +چرا باید ب...

ویو یونا :با کسی که دیدم نفرتم بیشتر شد بله اونجئون جونگ کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط