ماه رمضون تو شرکت نهار میخوردیم یکی از مشتریها اومد تو گف

ماه رمضون تو شرکت نهار میخوردیم یکی از مشتریها اومد تو گفت
شما مسلمون نیستین؟
موندیم چی بگیم گفت مسلمون نیستین ایرانیم نیستین یه تعارف بزنین؟
.......................................
دیدگاه ها (۶)

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

عاقا هر چی میخوایین بگین ولی به نظرم این خیلی کیوت شده 👈👉همه...

چرا ما ایرانی ها اینقدر تعارف میکنیم

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

برای بابا فصل دو پارت 14

forced by your side به اجبار کنار تو part: 20«بادا» جینا نار...

رمان

مربی موتور سوار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط