عشقم......

عشقم......
عزیز مهربانم...... ‍
زندگی من خلاصه می شود
در قدرتِ واژه هایِ چشم هایت
که پشتِ نگاه هایت زیر و رو می شود
باورت عمیق شده
دستانت گرم تر از هر شب
در حصارِ نوازش طرحی می کشد از عشق
به عشق ...
از عشق تا عشق
لب هایت حرفی دارد
از بلندی گردنِ ماه
تا نرمیِ اندامِ گُل
تا شبِ روشنایی چشمانت
تا یک بوسه
که تمام می کند محبتِ بودنت را
در شب هایِ رؤیایی
زندگیِ من را
می توان گفت:
تپشِ اشتیاقِ با "تو" بودن
همه عمر
در مرزِ بی پایانِ دلبری هایِ آغوشت
در بَر می کِشد
لحظه هایِ عاشقی را

#
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

آقای پزشکیان، عکس بچه‌ها رو در سازمان ملل بالا بردین، اما به...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

مرگ در اغوش معشوقه خود

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط