دل شکستن بعد تو در شهر ما مرسوم شد

دل شکستن بعد تو در شهر ما مرسوم شد

کاش می دیدی چه کرده رفتنت با دین شهر
دیدگاه ها (۲)

حکایت ماحکایت آن گندمزاری‌ستکه سر بر شانه آسیابان گذاشت؛برای...

این رفیقانِ ریائی همه قدّند و قبادل در او بند...

من سرم را شیره میمالم که یادت نیستمپشت حجمی بیخیالی دوستت دا...

کف دست من و چشم خیابانحسرت دست تو و باراش

تو مگر چند نفر بودی... که بعد از رفتنت، انگار تمامِ شهر خالی...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط