ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرم

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرم
نغمه ای دیگر بگو من در نوایی دیگرم

از صدای چنگ و نی دیگر نمی آیم به شوق
مطربان در ساز کوبند و هوایی دیگرم

عشق را هر عاشقی دیوانگی خواند ولی
عشق دیدار تو و در سر جنونی دیگرم

درد بی درمان عاشق را نگارش باشد و
من پی بی درد درمان و طبیبی دیگرم

حالیا هرکس رود راهی ومن گمگشته ام
در سرم سودای یار و در نشانی دیگرم.
دیدگاه ها (۲)

غم ها..........ارزش جنگیدن ندارندآنقدر خسته اندکه با کوچکتری...

نمیدانم چرا این عقل یقه ی دلم را رها نمیکند ؟!مگر تقصیر من ا...

کاش میدونستی کهآرامم میکند... " بودنت "آرامم میکند... " دیدن...

تمام لحظه ها زیبا هستنداین تو هستی که باید پذیرنده باشی و آم...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط