چه اقبالست این ؛ یارب که جاه و دولت داده‌ای مارا

چه اقبالست این ؛ یارب که جاه و دولت داده‌ای مارا
که در کوی فراموشان گذرشد یار ؛ ما را
بسا افسوس بیداری شبهایم بشد ضایع ترازفردا
چو دیدم خفته درآغوش فریب آن سرو بالا را
تماشاش می‌کنم هرچون قیامت می‌کند یا رب
که خواهم تا قیامت یاد کردن این تماشا را

..../ سعید
دیدگاه ها (۱)

ای دل در آتشی نهادی ما رادرهای غمو همه گشادی ما رادردا با تو...

وقت خواب است و دلم با یاد شما آرام استشب بخیر ای دوست ؛ نفست...

آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوختوز شومی شوم نیمهٔ روم بسوختبر پای...

وقت خواب آمد عزیزانم شب بخیرخسته اییم، باید بخوابیم هم زبونا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط