ز سرود های شهر بیزارم...

ز سرود های شهر بیزارم...
کمی دست به دامن طبیعت میشوم...
دیدگاه ها (۳)

قسمتت رو گفتی...اینبار با خودکار نوشت

میگن قدیما بهشت تو یه ماهی میومد زمین و اردو می رفت ...کم ک...

شهر را ماهی بود اندر بهار...می شو انگار بهشت با اردیبهشت...

دست به دامن خدا که میشوم…چیزی آهسته درون من به صدا میاید که:...

وقت است‌کنیم گریه با همای شمع شب است روز ما همدوریم جدا ز دا...

C᭄ᥫ᭡#صبح_بخیــــــر پُر کن گوش تمام پروانه‌های شهر را از عطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط