بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست چهل پنج🍷🔪


خیلی راحت از جواب سوالم نفره رفت
+ به موقع اش میفهمی...

پوفی کشیدم
سرش همش تو لپ تاپش بود و داشت به کاراشو انجام میداد
من حوصله ام سر رفته بود توی این خونه

از جام بلند شدم
سرش بالا اومد و نیم نگاهی بهم انداخت
+کجا ؟!

شونه ای بالا انداختم
_برم یکم تو خونه بگردم حوصله ام سر رفته..

سری تکون داد
+باهاش برو عزیزم

بعد دوباره مشغول کارش شد ...
دندونام و روی هم فشار دادم
عزیزم و درد ، عزیزم و مرض ..عزیزم و کوفت
بیشعور

سمت در قدم برداشتم و خواستم از اتاق برم بیرون که همون لحظه صدام زد
+پری ؟!

منتظر نگاهش کردم
_ها؟!

+این چه ریختیه؟! بیا داخل یه لباس درست حسابی بپوش

به خودم نگاه کردم
یه تاپ بود با شلوار۹۰
کجاش بد بود؟ موهامو باز بود ...
_کجاش بده؟!
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل شیش🍷🔪دندوناش و به هم سابید بلند ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل هفت🍷🔪بعد دست انداخت و یهو صدای ج...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل چهار🍷🔪فهمید! ولی انگار میخواست م...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل سه🍷🔪تای ابروشو برد بالا +خیلی خب...

::قـــمــآرـــتــآرـیــکـــ!🌑🕯️::P:::9بیخیال فکر کردن شدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط