❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥
⁦(⁠。⁠♡⁠part 198♡⁠。⁠)⁩

تو دهنم محشر بود خيلي خوشمزه است.
بعدي رو اورد جلوي دهنم خوردمش.
در حالیکه دهنم پر بود
سومي رو آورد. با خنده از دستش گرفتم و سمت دهن خودش بردم.
سرشو عقب کشید و گفت : براي توعه..خودت بخور.. -
خوب دارم میخورم.. تو هم بخور و
گذاشتم تو دهنش.
با لبخند خورد. دونه دونه میکند
و همشو سمت دهن من میاورد
و من تعدادیش رو توی دهن خودش میذاشتم
که با لبخند میخورد
و دستم رو میبوسید با خنده گفت : دیگه دارم میترکم
خندید و گفتم : منم..
همونجا رو زمین نشستم و مشغول ور رفتن با دستاي قرمز شده ام با تمشك شدم.
اول روش محکم دست کشیدم پاک نشد
به پایین لباسم کشیدم بازم تمیز نشد.
جونگکوک‌ خندید. نگاش کردم.
نزديك من نشسته بود. با خنده دست قرمز شدمو
گرفت و گفت : خنگ کوچولوي من..
و دستم و سمتم دهنش بود
و نرم انگشت قرمز شدمو مکید.
عین خنگا به انگشتم نگاه کردم
که قرمزیش کمرنگ شد.
لبخند زدم و گفتم : که کمرنگ شد.
خيلي بلند خندید و سریع خوابوندم
رو زمین و روم نیمه خیز شد و تند و عمیق بوسیدم.
بین بوسه اش خندید و باز بوسید خندید
و لباش رو جدا کرد.
با لبخند موهاي روي شقيقه اش رو نوازش کردم.
دوتا عطسه پشت هم زدم.
جونگکوک‌ : جانم نمیخوام بیشتر سرما بخوري.
و سریع بلند شد و بلندم کرد
خودمو بهش چسبوندم و لوس گفتم : تا وقتی دکترم تو باشی دوست دارم تند تند مریض شم..
اخم کرد و کتش رو در اورد
روي شونه ام انداخت و گفت : هعي به فکر قلب منم باش خوب..هر بار که مریض بشي قلبم داغون میشه.
و نوك بینیم رو بوسید.
اروم و ذوق زده خندیدم خدايا خيلي ممنونم.. قلبم از شادي لبریز بود.
با اسب اومد بود. سوار شد و دستمو گرفت
و سوارم کرد. سمت خونه و باغش رفتیم.
دیدگاه ها (۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 200♡⁠。⁠)⁩با آرا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 196♡⁠。⁠)⁩با شیط...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۶۸گفت: نادیا نفهمه.. باشه باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط