غم که نوشتن ندارد....نفوذ میکند دز استخوانهایت،،جاسوس می

غم که نوشتن ندارد....نفوذ میکند دز استخوانهایت،،جاسوس می شود در قلبت،،آرام آرام از چشمانت می ریزد بیرون......

قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را میخورند......
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

((( پارت هفتم ))))

میبخشی پارت ۴

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط