ای دلِ خسته ی من همدمِ ویرانی ها

ای دلِ خسته ی من همدمِ ویرانی ها
غرق شو غرقِ خودت غرقِ پریشانی ها

زَرق و برق بدلیجات اسیرت نکند
ماه را گم نکنی بینِ چراغانی ها...!

جان به لب آمد و جانانِ جهان بازنگشت
جان گرفتند ز بی جانی ما جانی ها

خسته ام خسته از این بی عملی ها خسته
خسته از حرف زدن ها و سخنرانی ها

پینه دوزی به بَرَش رفت ولی ما عمریست
غَرّه هستیم به این پینه ی پیشانی ها

ماهمه غمزده و غمزه ی چَشمَش کافیست
تا زشادی بشود پُر دلِ زندانی ها

غم مخور یوسف گمگشته میاید ای دل
این خبر را برسانید به کنعانی ها...!
دیدگاه ها (۲)

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

.ای دلِ خسته ی من همدمِ ویرانی هاغرق شو غرقِ خودت غرقِ پریشا...

️فکر کردید که اینگونه "نمر" می میرد؟!این چه ننگی است نشسته ا...

️فکر کردید که اینگونه "نمر" می میرد؟!این چه ننگی است نشسته ا...

عاشقانه های شبنم

دلتنگ که میشوی هرکاری از دستِ بی چاره‌ات بر میآیدمثلا گوشی ر...

پدرم رفت زمانیکه هوا سرد و زمستانی بود پدرم رفت زمانیکه دلش ...

پدرم رفتزمانیکه هوا سرد و زمستانی بودپدرم رفت زمانیکهدلش غرق...

پدرم رفت زمانیکه هوا سرد و زمستانی بود پدرم رفت زمانیکه دلش ...

پدرم رفت زمانیکه هوا سرد و زمستانی بود پدرم رفت زمانیکه دلش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط