بخاطر فالورر های عزیزم امروز پارت گذاشتم بای تا روز

بخاطر فالورر های عزیزم امروز ۳ پارت گذاشتم بای تا ‌ ۷روز بعد
فیک ددی من P:3
فلش به فردا صبح
ویو جنگکوک:
صبح زود از خواب بیدار شدم و به چهره ی بی نقص جنا خیره شدم معلوم نیست مادربزرگ امروز باز چیکار داره اوف
رفتم به سمت حموم تا دوش بگیرم

ویو جنا:از خواب بیدار شدم که با جای خالی جنگکوک مواجه شدم صدای شر شر آب میومد پس حتما رفته حموم منم رفتم توی اتاق خودم و دوش بگیرم که امروز مدرسه تعطیله و با ددی کلی خوش میگذرونیم (*نکته بچها جنا به جنگکوک ددی هم میگه ولی معنیشو نمیدونه چون مثل باباش میدونتش😂🤪)
و
ویو نویسنده:
جنگکوک از حموم بیرون اومد و لباساش رو پوشید و رفت تا برای جنا صبحانه و هات چاکلت و برای خودش شیر موز درست کنه که
جنا یهویی از پشت سرش ظاهر شد و ترسوندش
ویو جنا :از حموم بیرون اومدم لباسام رو عوض کروم و رفتم داخل آشپز خونه که دیدم جنگکوک با دقت داره آشپزی میکنه رفتم و از پیشت سرش ترسوندمش که رید تو خودش🤣🤣
+پخخخ
_جیغ (البته جیغ خیلی خیلی اروم)
+واییی دلم مردم از خنده( با خنده)
_هوی موش کوچولو نمیگی من میترسم
+به من چه
که یهو زنگ خونه به صدا در میاد
_من میرم در باز میکنم
+باشع
ادامه پارت بعدییی
شرطا ۲۰ لایک .۲۰ کامنت.۱۵ بازنشر (علامت کنار ذخیره)
دیدگاه ها (۳)

سلام بچها اگر درخواستی چند پارتی یا تک پارتی خواستید زیر همی...

https://wisgoon.com/asma.2012

وایییی ببینید ۳۵ نفر فالو خیلی خوشحال شدم

😭😭بچها بنظرتون از من بدبخت تر هست یانه ؟ما برای یکشنبه ویلا ...

همسایه من 🎀🪷 پارت 4ویو جنا کلید رو از توی جیبش در آوردم و بر...

**پارت ۱۲**ویو ا/ت بعده اینکه کوک رفت رفتم روی تخت تا یکم در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط